محمد قنبرى

240

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

جواب : چنين نيست ، بلكه اتهام و طعنه متوجه همه علماى شيعه و حتى معاصرينى چون امام خمينى قدس سره و هاشم معروف حسنى و . . . هم هست اما كلينى به دلايلى چون معاصرت با غيبت كبرى و ارتباط با اصحاب ائمه عليهم السلام و سبقت زمانى كتابش ، مورد حمله قرار گرفته است . ثالثاً برخى ادعا كرده‌اند كه شيعه چون همه روايات كافى را قطعى الصدور و حجت مىداند قضيه مهدويت به راحتى اثبات مىشود . در جواب مىگوييم : شيعه همه احاديث كافى را قطعى الصدور نمىداند و اين ادعا از اساس باطل است . در ضمن بايد گفت « كتب حديث - در شيعه يا اهل سنت - به تنهايى ، اثبات كننده عقيده‌اى نيست و به همين صورت رد يك حديث در كتب حديثى دليل ابطال عقيده‌اى نيست . پس انكار عقيده مهدويت توسط برخى منكران به دليل رد حديث يا احاديثى در گوشه و كنار كتب حديث - كه حتى اين انكار هم با بررسى سند و متن همراه نيست - دليل رد عقيده مهدويت نمىتواند باشد . ادعاى تناقض احاديث كافى در مورد مهدى عليه السلام دكتر محمّد البندارى مدعى اين تناقض مىگويد : كلينى پس از ذكر چند روايت دربارهء كسانى كه مهدى عليه السلام را ديده‌اند ، روايتى از امام حسن عسكرى عليه السلام نقل مىكند مبنى بر اين‌كه شما خلف بعد از من را نمىبينيد و بردن اسم وى براى شما جايز نيست » و ادامه مىدهد : اين نقض سخن قبلى خودش است . « 1 » نقد و بررسى كلينى اين احاديث را در دو باب آورده و احاديث صحيحى است كه قابل جمع با يكديگر است ، يعنى با استفاده از احاديث ديگر مىتوان دريافت كه نهى از تسميه و همچنين نديدن امام مهدى عليه السلام به دليل خوف از دشمنان حضرت بوده ، يعنى ائمه عليهم السلام به دليل ترس بر زندگى مهدى عليه السلام مكان و زمان غيبت ايشان را مخفى نگاه مىداشته‌اند ، ولى در عين حال برخى از اصحاب خاص ائمه در همان زمان و با اذن امام عسكرى عليه السلام

--> ( 1 ) . التشيع بين مفهوم الائمة و المفهوم الفارسى ، د . محمد البندارى ، ص 219 .